جيرههای با DCAD منفی برای پیشگیری از تب شیر و ديگر ناهنجاریهای متابوليکی در گاوهای شیری(بخش دوم)
DCAD چيست؟
پيش از اين که به توضيح و تعريف DCAD پرداخته شود، يکی از مفاهيم مهم در اين باره توضيح داده خواهد شد. اين مفهوم با نام یون توانمند شناخته میشود.
یونهای توانمند: سدیم، پتاسیم و کلر
يونهای سدیم (+Na)، پتاسیم (+K) و کلر (–Cl)، سهم عمدهای را در مایعات بدن به خود اختصاص داده و به همين دليل يونهای توانمند ناميده میشوند. غلظت نسبی یونهای توانمند در بافتهای گوناگون بدن به شدت تنظیم میشود، زیرا اين يونها به عنوان تنظیمکنندههای اسمزی عمل کرده و جذب آب و حرکت آن را ميان مایعات برون و درونسلولی و نیز در عرض دیوارهی شکمبه و روده تعدیل میکنند. اين يونها تأثیرات مهمی بر تعادل اسید – باز مايعات بدن دارند. یونهای توانمندِ جیرهای، دارای قابلیت جذب حقیقی 0.9 یا بیشتر هستند؛ بنابراین، دفع مدفوعی یونهای توانمند، بهطور عمده منشأ متابولیکی دارد. تنظیم تعادل یون توانمند بهطور عمده توسط کلیه و از راه دفع ادراری صورت میگیرد. هنگامی که گاو با جیرههای معمول تغذیه میشود، دفع کاتیونهای توانمندِ +K و+Na بسیار بیشتر از دفع آنیون توانمندِ –Cl است. این امر منجر به افزایش دفع یون بیکربنات (–HCO3) در ادرار برای حفظ خنثی بودن الکتروشیمیایی مايعات بدن میشود (کمبود دفع يون منفی –Cl از ادرار تاحدی توسط يون منفی بيکربنات جبران میشود). به همین دلیل، گاو و ديگر نشخوارکنندگان، بهطور عمده ادراری قلیایی (pH = 7.5 – 8.0) دفع میکنند. هنگامی که يون –Cl بیش از نیاز خورانده شود و کاتیون کافی (+K و+Na) برای متعادل کردنِ دفع –Cl در دسترس نباشد، دفع بیکربنات ادراری کاهش یافته و pH ادرار اُفت میکند (کمتر از 7.5 تا 8.0)؛ بنابراین، تغییر در مقادیر نسبی +Na+، K و –Cl اضافی که در ادرار دفع میشوند، میتواند تأثیرات ژرفی بر وضعیت اسید – باز مايعات بدن داشته باشد. تفاوت کاتیون-آنیون جیرهای (DCAD) که بر حسب میلیاکیوالان بر کیلوگرم مادهی خشک جیره اندازهگیری میشود، معیاری پُرکاربرد برای سنجش تعادل نسبی ميان کاتیونهای توانمند +K و+Na و آنیونهای توانمند (–Cl و گاهی 2–S) است. DCAD ارتباط زيادی با pH ادرار و وضعیت اسید – باز بدن داشته و در برنامههای تغذیهای گاو انتقالی (دورهی انتقال)، تنظيم درستِ DCAD، برای کاهش بروز هایپوکلسمی (کاهش کلسیم خون) در زمان زایش، کاری ضروری بهشمار میرود.
از آنجايی که مصرف بیش از نیازِ یونهای توانمند، سبب دفع بيشتر آنها از راه ادرار میشود؛ بنابراين، حجم ادرار و بهدنبال آن، مصرف آب، بهطور مستقيم با مصرف یون توانمند مرتبط است. افزایش حجم ادرار، غلظت نیتروژن (N) ادرار را کم (رقیق) میکند؛ بنابراين، افزایش کلرید سدیم (NaCl) و پتاسیم سزکوییکربنات در جیره، غلظت نیتروژن اورهای شیر (MUN) را به صورت خطی کاهش میدهد.
DCAD، به تعادل ويژهای ميان کاتیونهای توانمند (پتاسیم و سدیم) و آنیون توانمند کلر (و گاهی گوگرد) در جیره گاو اشاره دارد. با تغذیه گاو در 21 روز پيش از زایمان، با جیرهای با DCAD منفی، نهتنها بهآسانی میتوان از وقوع تب شیر پيشگيری کرد، بلکه میتوان توليد شير و مقدار و نسبت مناسب ترکيبات موجود در آن را نيز تضمين نمود. DCAD معیاری است که باید در هر دو وضعیت گاو خشک و گاو شیرده از آن استفاده کرد. در گاوهای خشک (نزدیک به زایش)، DCAD منفی میتواند به پیشگیری از مشکلات متابولیک کمک کند و در گاوهای شیرده، DCAD مثبت میتواند به افزایش تولید شیر و ترکيبات شیر کمک نماید.
DCAD چگونه کار میکند؟ محاسبه آن به چه صورت است؟
کاتیونها شامل یونهای فلزی با بار مثبت هستند مانند +Na+، K+، Ca2، و +Mg2. کاتیونهای موجود در جیره موجب ایجاد شرایط قلیایی در مایعات بدن میشوند (افزایش pH خون). بالا رفتن pH خون موجب افزایش احتمال بروز تب شیر میشود.
آنیونها شامل یونهای غیرفلزی با بار منفی هستند مانند:-Cl– ، S2-، P3. آنیونها برخلاف کاتیونها موجب کاهش pH خون و اسیدی شدن آن میشوند و بدین ترتیب احتمال بروز تب شیر را کاهش میدهند. گاو برای بافر کردن pHهای اسیدی خون (به دلیل وجود آنیونها) از کاتیون کلسیم استفاده میکند و بدین ترتیب pH خون را تعدیل میکند. این کلسیم از استخوانها تأمین میشود. گاو با موبیلایز کردن فسفات کلسیم از استخوانها این کار را انجام میدهد. هنگامیکه جیره محتوی مقادیر بالایی از آنیونها باشد، pH خون اسیدی میشود و گاو از کلسیم استخوانها برای تعدیل و بالا بردن pH کمک میگیرد. بدین ترتیب استفاده از جیرههای آنیونیک در دورهی خشکی (کلوزآپ) موجب آمادگی بدن گاو برای ارائه مقادیر بالای کلسیم از استخوانها شده و بدین ترتیب با آغاز شیردهی، کلسیم کافی برای ورود به شیر در خون وجود دارد و در نتیجه احتمال تب شیر کاهش مییابد.
خوراندن يک جيره با DCAD منفی در 21 روز پيش از زايمان، باعث ایجاد یک اسیدوز متابولیکی خفیف در گاو میشود. اسیدوز متابولیکی، متابولیسم بدن گاو را برای موبيليزاسيون (آزادسازي و انتقال) بهتر و کارآمدتر کلسیم از استخوانها آماده میسازد. اين فرآيند سبب افزايش غلظت کلسيم قابلدسترس در خون میشود. بدين ترتيب، پیشازاین که نياز بدن به کلسيم بهشدت و بهصورت ناگهانی و انفجاری افزايش يابد (يعنی هنگام زايمان و شيردهی)، بدن از مدتها پيش خود را به برداشت کلسيمِ قابلدسترس از استخوانها آداپته کرده است و سطح کلسيم مدتها پيش از زايمان، در خون بالا نگهداشته شده است. بدين ترتيب احتمال کمبود کلسيم برای زايمان و توليد شيرِ پس از زايمان، بهطور معنیداری کاهش میيابد. از آنجاییکه از یکسو، ماهيچههای شکم و رحم برای اخراج جنين و جفت، نيازمند کلسيم بوده و از سوی ديگر، بافت پستانی نيز برای توليد شير به کلسيم کافی نياز دارد، بنابراين جيرههای با DCAD منفی بهطور معنیداری سبب کاهش احتمال بروز تب شير و جفتماندگی میشوند. بايد توجه داشت که زيست فراهمی کلسيم برداشتشده از استخوانها بسيار بيشتر از کلسيم جذبشده از دستگاه گوارش است، زيرا روند تأمین کلسيم برای زايمان و شيردهی، در قالب دو اصل هوموستازی مواد معدنی و تعادل ديناميک يا پويا قرار دارد. بر پايه اين دو اصل، روند تأمین کلسيم برای زايمان و شيردهی اوليه بهصورت زير است :
کلسيم استخوان (زير اثر پاراتورمون و D3 فعال) ← خون ← بافت مصرفکننده (پستان، ماهيچههای شکم و رحم، سيستم عصبی، سيستم آنزيمی)
کلسيم رها شده از استخوانها دارای زيست فراهمی بالايی بوده و بهطور مستقيم برای:
- پستان (توليد شير)؛
- ماهيچههای شکم و رحم (براي خروج جنين و جفت)؛
- سيستم عصبی (براي فعاليت نورونها و آزادسازی نوروترانسميترها)؛
- سيستم آنزيمی (بسياری از آنزيمها از کلسيم بهعنوان کوفاکتور استفاده میکنند)
مورد استفاده قرار میگيرند.
این روند با فرمولاسیون یک جیرهی با DCAD منفی در دورهی 21 روزهی پيش از زايمان، آغاز میشود.
DCAD محاسبهای است که برای تعیین توازن یونهای باردار مثبت و منفی در یک جیره استفاده میشود. آنیونها (یونهای با بار منفی) شامل کلر (-Cl) و گوگرد (-S2) هستند، درحالیکه کاتیونها (یونهای با بار مثبت) شامل سدیم (+Na) و پتاسیم (+K) میباشند. توجه به اين نکته بسيار مهم است که منظور از گوگرد (-S2)، گوگرد عنصری نيست بلکه گوگرد موجود در آنيونها است. از آنيونهای گوگرددار میتوان به سولفات (-SO42)، سولفيت (-SO32)، سولفيد (-S2)، تيوسولفات (-S2O32)، پلیسولفات (SX2-, X≥2) و … اشاره کرد، ولی بااینحال، مهمترين اين آنيونها، سولفات (-SO42) است که بيشترين کاربرد را براي تأمین نيازهای گوگردی بدن و توليد نمکهای آنيونيک دارد. گُل گوگرد (Sulfur flower، S₈) يا همان گوگرد عنصری خالص، هيچ کاربردی در تغذيه دام (چه براي تأمین گوگرد و چه برای توليد نمکهای آنيونيک) ندارد. این نام از شکل ظاهری و روش تهیهسنتی گوگردِ تصعیدشده گرفته شده است.
در روش کلاسیکِ استخراجِ گوگرد عنصری:
- گوگرد طبیعی (S₈) گرما داده میشود تا به بخار تبدیل گردد؛
- بخار گوگرد سپس در سطح سرد متراکم میشود و بهصورت پودر زرد بسیار نرم و سبک درمیآید؛
- این پودر ظریف و اَبریشکل، ظاهری شبیه گردهی گُل دارد؛ ازاینرو در قرون گذشته آن را Flowers of Sulfur یا گوگرد تصعيدی نامیدند. گُل گوگرد، کاملا نامحلول در آب بوده (غيرقابل يونيزه شدن و عدم توليد يون -S2) و به دليل سَمی بودن، کاربرد خوراکی ندارد.
ازجمله موارد کاربرد آن میتوان به موارد زير اشاره کرد:
– داروسازی (پمادهای ضد قارچ)؛
– دامپزشکی (ضد انگل پوستی بهویژه انگلهای قارچی)؛
– کشاورزی (قارچکش طبیعی)؛
– صنایع شیمیایی (بهعنوان مادهی اولیه برای ترکیبات گوگرددار).
با توجه به ويژگی قارچکُشی شديد گُل گوگرد، مصرف خوراکی آن، افزون بر کشتن قارچهای بیهوازی شکمبهای (که نقش مهمی در تجزيه و تخمير مواد فيبری در شکمبه دارند)، میتواند منجر به توليد مقادير زيادی گاز سولفيد هيدروژن (H2S) و مسموميت جانور شود.
DCAD درواقع تفاوت آنیون – کاتیون جیرهای است. DCAD شاخصی از تعادل نسبی میان کاتیونهای اصلی (+Na+، K) و آنیونهای اصلی (-Cl–،S2 ) در جیره است. سدیم، پتاسیم و کلر دستهای از مواد معدنی هستند که نقش تنظیمکننده اسمزی (Osmoregalators) داشته و فشار اسمزی مایعات موجود در بافتهای بدن را تنظیم میکنند.
نویسنده: دکتر محمد چمنی
دیدگاهتان را بنویسید